(نوشته شده توسط هفتهنامه سلام جنوب)حسین دهقانی را اکثر کسانی که دستی بر آتش هنر در بوشهر دارند، می شناسند. استاد خوش برخورد، باوقار و متانت خاص با هنرمندان برخورد می کند و با حضورش در حوزه ی هنری بوشهر این مکان واجد خصایل هنری در اردیبهشت ماه سال 1327 در محله ی کوتی بوشهر دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم ابراهیم دهقانی از مدیران خوشنام اداره ی فرهنگ سابق بود و در مدرسه ی فردوسی بوشهر خدمت می کرد. وی در دبستان پورسینای امام زاده و سپس در دبستان سعادت دوران ابتدایی را تمام کرد. از همان دوران دبستان در گروه های تعزیه و نمایش شرکت می کرد و در نقش اشقیا ظاهر می شد. سپس وارد دبیرستان بوذر جمری و بعد سعادت بوشهر شد و از همان زمان زیر نظر استاد منوچهر آتشی به فراگیری فن نمایش پرداخت و آثاری را به کمک ایشان بازی و کارگردانی نمود، بعدها محمدرضا نعمتی زاده، محسن رستگار، منوچهر نجابت، غلامحسین هاتفی، وی در کنار ایرج صغیری و رمضان امیری نمایش های زیادی را بازی کرد. سپس در اواخر 1340 با همکاری و همراهی ضیاء الدین امیری، احمد آرام گروه نمایش کوچه رابنیان نماد که نمایش های موفق و زیادی را به روی سن برد و بازی کرد. چهار دوره به عنوان بازیگر به اردوی رامسر سفر نمود. وی به همراه علی اکبر فرجی، حبیب زالی، اصغر جوادی، عباس جوادی، حمید باغکی، مرحوم خبرخوش و علی قربانی نمایش قلندرخونه را به نویسندگی و کارگردانی ایرج صغیری اجرا نمودند و سپس نمایش محپلنگ و غم غریب در شیراز و تهران به سن بردند. دهقانی هم اکنون به عنوان مدرس و مسوول واحد نمایش در حوزه ی هنری بوشهر خدمت می کند و سلسله مقالاتی در ارتباط با تئاتر و هنر در نشریات کشوری و استانی به چاپ رسانیده است و برای شبکه ی استانی سریالی را تولید نموده که پخش شد. در بخش فیلم کوتاه نیز فعالیت هایی در گذشته داشته است و یکی از بنیان گذاران سینمای آزاد بوشهر در کنار مسیح مالکی، خورشید فقیه، محمدرضا بیات و جواد تلیان بوده است و فیلم های کوتاهی تولید کرده است.
نگاهي به يازدهمين جشنوراه بين المللي دانشجويي / با تمام كمبودهايي كه در طول جشنواره دانشجويي منطقه جنوب كشور ملاحظه كرديم، اما بايد اعتراف نمود كه حركت هاي فرهنگي هنري بايد در قالب همين جشنواره ها جريان و سيلان داشته باشد و هنرمندان هر روز بيش از پيش نسبت به رشد و توسعه ي كيفي و كمي سازه هاي هنري كوشا باشند. ...
انگار همين ديروز بود. آلمان ها شتابزده نيروگاه اتمي را ترك مي كردند. انقلاب به بار نشسته بود. اسب هاي اصطبل كه خوب تغذيه شده بودند و همه از نژاد اصيل ايراني بودند و اين سبز چشمان آريايي و دوست داران اسب كه لابد از اجداد خود به ارث برده بودند، از سراسر ايران خريداري كرده و به بوشهر آورده بودند. اسب هايي كه حالا هيبت نگاهشان و ...