تبليغاتX
هنر و هنرمند - گوش دادن به به دغدغه هاي همدیگر

هنری





گوش دادن به به دغدغه هاي همدیگر  

جشنواره هاي تئاتر؛ في نفسه رابطه اي است ميان مخاطبان و عاشقان هنر نمايش. آدم ها درمكاني بسته و مسقف جمع مي شوند تا به دغدغه هاي هم گوش دهند و واكنش هاي يكديگر را محك بزنند و در برابر داستان زندگي خود و ديگران خطوطي فرضي بكشند و سلايق و داشته هاي هم ديگر را معاوضه كنند. اصولا نمايش، آينه دار زندگي انسان است و تئاتر هويت و فرهنگ يك جامعه. هنر باعث  بالا رفتن درك و فهم اجتماعي مي گردد. در ادبيات دراماتيكي كه معمولا به صورت نمايش هاي صحنه اي و خياباني مطرح و اجرا مي شود شخصيت هاي جديد خلق مي شوند و انتقال فرهنگ و هنر از قومي به قوم ديگر انجام مي گيرد و زبان تئاتر مي تواند ارتباط بين المللي را تقويت كند و دوام بخشد. براي پيشرفت هنر تئاتر نياز به برنامه ريزي اصولي و تعريفي دقيق از همه ي عوامل و ساختارهاي نمايش است چون نمايش تمام فاكتورهاي اجتماعي را درخود دارد. لذا دقت و ممارست جايگاهي ويژه دارد.  جشنواره هاي تئاتري مي تواند مامن مناسب و مطلوب براي بيان احساسات و عواطف نسل مشتاق باشد. هنر از يك جهت نيازمند آموزش و از جهت ديگر نيازمند اجرا است. خالق هنر زماني مي تواند پيام خود را به مخاطب منتقل كند كه خود دانش و آگاهي لازم را دارا باشد. بايد تكنيك هاي جديد علمي را درك كند و از داشته هاي به روز غافل نباشد.

با تمام كمبودهايي كه در طول جشنواره دانشجويي منطقه جنوب كشور ملاحظه كرديم، اما بايد اعتراف نمود كه حركت هاي فرهنگي هنري بايد در قالب همين جشنواره ها جريان و سيلان داشته باشد و هنرمندان هر روز بيش از پيش نسبت به رشد و توسعه ي كيفي و كمي سازه هاي هنري كوشا باشند. دانشجويان به لحاظ  بار اعتراضي و ساختار شكني و زبان معترض درجشنواره مخصوص خود، بي بديل هستند، اصولا آنان پرسش مي كنند و جواب مي خواهند. نوع نگرش دانشجويان به شرايط اجتماعي و فرهنگي راديكاليستي بوده و بر همين اساس هميشه رخدادهاي هنري آنان هجمه هاي خارج از خطوط ممنوعه را هدف قرار مي دهند، در تمام جهان دانشجويان در انتخاب متون بي قرار هستند و از فرم هاي خشونت بار ارتويي تئاترعصيان و شقاوت پيروي مي كنند. تئاتر تجربي كه خود شاخه اي مهم در تئاتر جهاني است از همين جشنواره هاي دانشجويي به سامان رسيده است. اگر اين زبان اعتراضي را از انديشه طالبان هنر نمايش دانشجويي بگيريم بخشي از تئاتر را به مخاطره خواهيم انداخت، آن وقت جامعه اي كسالت بار و در خود خواهيم ديد كه به طور يقين شايسته يك ملت انقلابي نيست.

لازم مي دانم به طور گذرا نگاهي به آثار به اجرا درآمده در يازدهمين جشنواره تئاتر بين المللي دانشجويي منطقه جنوب كشور به مركزيت دانشگاه خليج فارس بوشهر داشته باشيم تا با تفكر و انديشه اين عزيزان تلاش گر عرصه تئاتر و علم بيشتر آشنا شويم، ضمن اين كه هيئت داوران اين جشنواره را آقايان جهانشير ياراحمدي، شهرام زرگر و رضا مهدي زاده تشكيل مي دادند كه در پايان بيانيه  خود را اعلام و جوايزي را به برندگان جشنواره اهدا نمودند.

سوفياي من: نوشته نصر الله قادري به كارگرداني و بازيگري اسما بناري. كاري از كانون تئاتر دانشگاه خليج فارس بوشهر، نمايش با پخش بروشور توسط روزنامه فروش دوره گرد ميان مخاطبان آغاز گرديد. اجراي تك پرسوناژ سوفياي من از ابتدا سعي داشت زندگي دختري را به تصوير بكشد كه به خاطر قتل معشوق محاكمه مي شد. دغدغه هاي دختر جوان در سلول انفرادي بنا و ساختار اثري را شكل مي داد كه ظاهرا سه بازيگر درمتن اصلي دارد و كارگردان با تبديل آن به يك مونولوگ بلند و ايجاد فضاي بازي در بازي، اثر را به سامان دراماتيكي مي كشاند. بازي نرم و روان اسما بناري بيشتر از كارگرداني به چشم مي خورد. كارگردان از ابزار حاكم بر صحنه استفاده مناسب و مطلوب نكرده و هرگز نتوانست فضاهاي خالي را پر كند. موسيقي و نورپردازي بسيار لاغر و ناتوان بود، مضافا به اين كه نمايش با پاياني ناگهاني مخاطب را سرگردان مي كرد و فرود را سخت مي نمود.

سريان: نويسنده و كارگردان: صادق بهاري، بازيگران: محمد راثي، آرمان حسيني،آيدين بهاري و صادق بهاري، كاري از دانشگاه آزاد بوشهر. نمايش با حركت يك قطار آغاز مي شود و دو مرد كه در يك كوپه روبه روي هم نشسته اند. مرد خميازه مي كشد و قمارباز مقابلش در انديشه ي اين كه قمار هر ده سال يه بار برگزار ميشه.  قطار به راهش ادامه مي دهد و آدم هاي كوپه مجاور يا همان كوپه دغدغه هاي خود را از يك راز بيان مي كنند. كشيش نا اميد در برابر پزشكي كه از كشيش بيشتر انجيل خوانده و مسيح را بيشتر مي شناسد. در پايان نمايش و در تقابل تصاوير در مديا پلير شاهد مراسم اعدام مرد خميازه اي هستيم. نمايش با ساختاري مدرن و تلفيقي از تئاتر و سينما سعي دارد زندگي پريشان و آشفته چهار تيپ كه به هم مربوط هستند و جرثومه اي را دنبال مي كنند به تصوير بكشد. با توجه به اين كه بيشتر بازي ها ساكن و بدون ميزان سن بود و بازيگران در بيان ديالوگ ها امساك به خرج مي دادند و صدا نامفهوم و نارسا بود، لذا نمي توان به طور جدي به امر كارگرداني اثر پرداخت. تنها مي توان به طراحي صحنه و بازي مرد قمار باز اشاره نمود كه با ميمك هاي صورت و بيان رسانا و روشن بار نمايش را بر شانه مي كشيد. اگر چه سعي شده بود كه يك ارتباط منطقي ميان چهارعنصر بازي به وجود آيد، اما موفق نبود و نمي توانست فضاي رابطه را پا بر جا و محكم نگه دارد. موسيقي هم تا حدودي بار القا متن و ارتباط را منطقي مي كرد. قطار كه در واقع قطار زندگي بود و هم چنان به راهش ادامه مي داد.

خط آخر: نويسنده و كارگردان: مجتبي رستمي فر، بازيگران: الهه زيور دار، حسين دريس، نااصر آل خميس و مهدي غير بهاوي، كاري از دانشگاه خوزستان . يك آسايشگاه رواني و سرهنگي عراقي كه سخت بيماري رواني دارد وعلاقه مند به هنر نقاشي . او دوران كودكي را در ايران گذرانيده و با زبان و ادبيات فارسي آشنايي دارد. دو اسير ايراني كه متهم به قتل هستند در يك سلول و درمجاورت سرهنگ زندگي را به دشواري طي مي كنند. نمايش فاقد يك بافت منطقي و دراماتيكي بود، هر چند نويسنده سعي كرده بود از يك متن تكراري و تاريخ مصرف گذشته يك اثر مدرن خلق كند. اما درهيچ لحظه موفق نبود، بازي ضعيف و بدون ارتباط دركنار بيان نامفهوم و ميزان سن هاي غير اصولي و كم دقت، نمايش را به بي راهه مي برد و حتي رفتارهاي كميك بازيگر زنداني هم گره كور و خسته نمايش را باز نمي كرد. 

بليط تئاتر؛ نويسنده :كارل فالنتين، كارگردان: الهام حسين پور قشقايي ،بازيگران: محمد مسعودي راد، نگين سجاوي و نگار عدالت. كاري از شيراز. اصولا آثار كوتاه و پر معناي فالنتين هميشه مورد توجه نسل تئاتري و تماشاگران بوده و پايان غير منتظره آن درهمه حال مخاطبان را غافلگير مي كند. بليط تئاتر، شرح حال زن و مردي است ساده و دست پا چلفتي. آن دو بليط تئاتر نصيبشان شده و براي رفتن به تئاتر لازم است كه لباس بپوشند و پارادكس نمايش از همين جا آغاز مي شود آن زوج تمام اشيا اتاق را به هم مي ريزند و درهمين تضاد بليط ها را گم مي كنند، بعد از تلاش فراوان آن را يافته و آماده رفتن مي شوند. غافل از اين كه تئاتر درروز جمعه اجرا مي شود و امروز پنج شنبه است. بازي درخور اعتناي زن و مرد نقطه قوت اجرا بود. آن دو تا پايان با يك ضرب آهنگ و ريتم اجرا را هدايت كردند. ميزان سن هاي منطقي و پر تحرك نشان از آگاهي كارگردان داشت. موسيقي مناسب وانتخاب لباس ها توانست مخاطبان را راضي و خشنود كند.

قطاري براي تمام فصول؛ نويسنده :علي رضا خنيفي ، كارگردان: ليلا تهمتن زاده، بازيگران: پويا مرشدي، سميه ملك مكان، مولود اصفهاني، مجتبي بازوار، حسين جعفري مجرب و زهرا تاري، كاري از دانشگاه خليج فارس بوشهر. ايستگاه متروك درحاشيه روستايي و مسافر خانه اي دركنار ريل هاي قطار . زوجي جوان هراسان وارد ايستگاه قطار مي شوند. اما ترن دقايقي قبل ايستگاه را ترك كرده و دو نفر ناچار مي شوند درمسافر خانه با مديري عبوث زندگي دشواري را طي كنند. مرد هميشه چشم به ريل ها دارد و زن طالب ماندن و مدير كه مسافران جا مانده ي فراواني را پذيرايي كرده است درآغاز نمايش تاريكي دهشتناكي حاكم بر سالن است. كارگردان دراين اثر با ميزان سن چرخشي و بازي هاي روان دركنار ضربآهنگ و ريتم مناسب سعي داشت بدون حاشيه و كانال هاي فرعي موضوع اصلي را دنبال كند. طراحي صحنه مناسب و مطلوب كه به طور كامل دراختيار متن بود، نمايش را به سامان دراماتيكي مي كشانيد. موسيقي و افكت ها به جا و درچهار چوب موضوع حركت مي گردد. طراحي لباس و نور توانست موضوع نمايش را به تماشاگران القا نمايد. قطار داره حركت مي كنه،كسي جا نمونه، پدرم نتوانست به اين سفر بره، دهكده اي كه نه بزرگ مي شه و نه كوچك. شما هم بايد به روز با قطار من همسفر بشيد.

ري را: نويسنده :امين بهروزي و سجاد افشاريان،طراح و كارگردان:سجاد افشاريان،بازيگران:مونا محمود زاده و سجاد افشاريان، كاري از دانشگاه آزاد بوشهر. زن و مردي جوان كه دانشجو هستند و با هم ازدواج كرده اند، دركلاف پيچيده زندگي درحال دست و پا زدن هستند و پارادكس ميان آن دو بافت نمايش را سامان مي دهد. اختلاف طبقاتي ، بيكاري مرد، ترديدها و شكاكيت زن د ركنار بي تفاوتي و سادگي مرد زندگي را به كام آن دو تلخ كرده است. تمام اين جريانات دراتاق خواب فلاش بك مي شود و فضاي قصه را شكل مي دهد. بازي خوب و روان هر دو بازيگر دركنار سادگي طراحي صحنه و موسيقي و نور نه چندان حرفه اي روز است و جريان سخت و دشوار ارتباط زوج هاي جوان را خوب آناليز مي كنند.

 افسون معبد سوخته: نويسنده: نغمه ثميني ، كارگردان: اكرم نصرالهي ، بازيگران: الهه جعفر پور، لطف الله كارگر آريان و مهدي معيني، كاري از دانشكده هنر فارسان. عشق، تنها بهانه گريه هاي بي دليلمان است، گريه هاي بي دليلي كه ما را به ادامه زندگي مجبور مي كند. همين گريه هاي بي دليل باعث به وجود آمدن خدا درانديشه ها شده است. نمايش اسطوره اي  افسون معبد سوخته، پرستشگاهي است كه دو مرد و يك زن در آن رياضت و عبادت مي كنند. بيان اساطيري اثر زيبايي اين گونه اجراها است. زن و مرد جوان به دام عشق مي افتند و با ايجاد بازي در بازي نمايش را به حركت وا مي دارند. كارگرداني ضعيف به خصوص در بيان ديالوگ ها و ميزان سن ها باعث شد كه رابطه لازم برقرار نشود تنها نقطه قوت نمايش طراحي نور و وجود سه آينه بود.

محو و فوكوس: نويسنده: اورنگ ناركي و ميثم فرهمنديان، بازيگران: بهنام سليمي ، ميثم فرهمنديان، و بهدخت سليمي ، كاري از دانشگاه آزاد گچساران. عكاس جنگي با دوربين نمادين حوادث جنگ را عكسبرداري مي كند. او زن جواني دارد و تنها رابطه ميان اين دوزوج نامه هاي مرد عكاس است. زن و مرد دريك كشمكش و با ايجاد فلاش بك و بازگشت به گذشته روابط خود را تصوير مي كنند مرد در جبهه جنگ به شهادت رسيده و زن در پايان نمايش پرده از اين اتفاق بر مي دارد. نمايش با طراحي صحنه اي ساده اما پر محتوا و در سفيدي يك دست فضا با پر رنگ كردن حروف تاريخ حادثه را به جلو مي راند. دو بازيگر مرد و زن در يك اجراي كارگاهي و فرم هاي مدرن تصاوير زندگي خود را رسم مي كنند و دغدغه هاي خود را پيش از شهادت مرد كنكاش مي نمايند. بازي نرم زن و مرد با يك اجراي تجربي و غير متعارف به جلو برده مي شود طراحي لباس و پوكه هاي خالي و فيلم هاي عكاسي خوب و به جا در فضا است.

قلندر: نويسنده: امير شايان مهر، كارگردان: بابك سعيديان و محسن زارع ، بازيگران: سمانه سلطاني ، منصور محمد حسيني، مهدي حشمتي، حميده صادقي و بابك سعيديان كاري از دانشگاه كرمان. نمايش داستان ملجم مرادي و قطاب است بعد از شهادت حضرت علي. حالا دارند مرادي را متهم به قتل مي كنند و او كه خود عاشق  زن سياه چشم عرب است هرگز حاضر به اعتراف نيست. نمايش بر خلاف متن خوب داراي كارگرداني ضعيف بود. بيان سست و طراحي حركت از عنصر زيبا شناسي بي بهره بود.

بگرد تا بگردم: نويسنده: علي اكبر سليمان پور، كارگردان: حسين توحيدي بازيگران: رضا بهجت و سهيل متجابيان، كاري از دانشگاه آزاد شيراز. داستان زندگي دو پيرمرد در يك پارك كه دوران سخت كهنسالي را طي مي كنند. آن دو در يك كشمكش دراماتيكي روابط خود را كه شيرين و زماني سخت و تلخ است به تصوير مي كشند و از اختلاف آنان فضاي نمايش نمود پيدا مي كند. در اين اثر ساكن و بدون تحرك دو بازيگر با توانمندي و خلاقيت تمام فاكتورهاي بازيگري را به نمايش مي گذارند و تماشاگران را قريب به يك ساعت و نيم در پلاتو مسخ مي كنند. دركنار اجراي موسيقي دلنشين با ساز تار و طراحي صحنه مناسب به همراه گريم قابل تعمق، اثري تماشاگر پسند را خلق مي كند.

دركنار آثار به اجرا درآمده دو نمايش خياباني نيز توسط هنرمندان درمحوطه مجتمع فرهنگي انجام شد و يك كار جنبي نيز به نام تراژدي مرگ كاري از دانشگاه خليج فارس بوشهر در سالن اصلي به اجرا در آمده كه مورد توجه تماشاگران جشنواره قرارگرفت.
نوشته شده توسط حسین دهقانی | لینک ثابت | موضوع: |





کدهای خفن جاوا اسکریپت