هنر و هنرمند
هنری
|
|
و اما داستان... اصولا، داستان کوتاه یا ناولت در قرون وسطی به وجود آمد که حکایت ها و قصه هایی گفته می شد که ساختار و ساختمان آن به جوك های خنده دار و گاهی عشقی و بی ادبانه اطلاق می گردید. بانیان این قصه های کوتاه دکامرون و حکایات کانتربوری بود. و در واقع نقل میان مجلس اشراف و زمین داران فئودال بود. بعد از فروپاشی نظام سلطه دینی وسطی در اروپا و دگراندیشی در فرم و متن ادبیات و تاکید بر آموزش فنون جدید، نویسندگان فصلی از رمان های بلند را انتخاب کردند و برای آشنایی دانش آموزان به کتب درسی افزودند و در حوزه ادبیات داستانی نهادینه نمودند . اما داستان کوتاه با اندام واره ي امرزی از قرن نوزدهم خلق شده و کاشف آن را می توان ادگار آلن پو نامید. اما شکل علمی و اصلی را براندو ماتیوز آمریکایی که خود کتابی به نام فلسفه داستان کوتاه دارد و در سال 1885 نگاشته و برای اولین بار به این گونه داستان اطلاق گردیده است. ادگار آلن پو و گوگول دو نویسنده ای هستند که آنان را پدران داستان کوتاه می گویند. اکثر نویسندگان عالم دارای این شکل داستان هستند و به این شیوه نگارش اهمیت می دهند. (منابع، دکتر احمدی تمیم داری) دومین جشنواره داستان های کوتاه به همت انجمن اهل قلم در بهمن ماه سال 1386 با داوری آقایان محسن شریف، خورشید فقیه، فرشید جان احمدیان، محمودسعیدنیا و راقم این سطور با 27 داستان در سطح استان کارش را آغاز نمود. در اين نوشتار بدون هیچ گونه اولویت به شرح و معرفی آثار برگزیده اشاره ای گذرا می کنیم و امیدواریم که در سال های آتی با قدرت و پتانسیل بهتری وارد این عرصه هنر و ادبیات شوند، زیرا جوانان خوشنام بوشهری می تواند از جمله داستان نویسان کوتاه کشور باشند و این را در داستان های ارسالی خود به دبیرخانه انجمن اهل قلم ثابت کرده اند. غول: نوشته زهره سعد زاده داستان زنی در مانده و تنها که برای گذران زندگی بلیط فروشی یک پارک بازی را برگزیده است. او با رویاهایش زندگی می کند، غول تنها دخترش را از دست داده و شوهرش، آن هم شوهری که تمام زندگی سربارش بوده و مرتب زیر لگد هایش مجروح شده و او را مجبور می کرده که در مجالس اشراف برقصد. دختر بچه (غزل) همیشه در حسرت یک بارانی ( کاپشن) است و مادر امشب آن را به هر قیمتی خریده... داستان جریان سیال ذهن را دنبال می کند و فضاهای مختلفی را خلق می نماید، اما در نوشتن هنوز به پرداخت واژه ها و جملات اشراف کامل ندارد. پله ها و بین لب های تو: نوشته راضیه حفری پله ها داستان زن و مردی جوان در آغاز راه زندگی است. زن می خواهد از همان شروع پله پله با مردش حرکت کند. توی پله ها بود که عقب ماندم، تو یک پله پایین تر از من بودی و من حواسم نبود اما می خواستم بعد از تو به آن پله برسم. سیگار، داستان سیگاری در دست های مرد و زبان حال سیگار وقتی دارد در بین لب های مرد می سوزد. داستان فضا سازی مناسبي دارد و در پرداخت جملات منظم تر است. وقتی که صدای سک امید به زندگی در انسان می دمد- زمزمه محبت: احمد عبدالهی در هر دو داستانش به خاطره نویسی رویکرد نشان داده و زندگی آموزگاری در روستاهای استان را مد نظر دارد و اگر چه به ظاهر داستان کوتاست. اما از قواعد کلاسیک و قدیمی پیروی می کند.هیچ گونه نوگرایی و جریان ذهنی در داستان مشاهده نمی شود. به نظر می رسد که عمر این گونه داستان ها به سر رسیده باشد. لجن شده ها: حسین مباهات در یک روز رطوبتی و نمناک که کوچه ها خیس است ، مرد در فکر ناگهان سر می خورد و تمام بدنش پوشیده از لجن می شود. بو نفرت انگیز و تهوع آور است . مرد به سرعت خود را به خانه می رساند و زیر دوش می رود، اما هرگز این بوی لعنتی از او جدا نمی شود و بو تمام شهر را فرا می گیرد و تنها با مرگ مرد خاتمه می یابد. داستان دارای ساختمانی یک دست و منظم است. بو به شکلی مطلوب سامان می گیرد، و در خط داستان محور داری می کند و در اندک زمانی حجم فضا را اشغال می نماید و جای همه می نشیند. پاکبان و جاده: نجف آهوچهر پاکبان زندگی آرام و بی دغدغه ای داشت، مردی با یک مغازه کوچک در خانه مسکونی ، صبور ، قانع و مهربان. او درگیر و دار زندگی و فشار اطرافیان ناخواسته اسیر دام، وام های بانکی می شود و آن آرامش را می بازد و در پایان به رفتگری مردم دار تبدیل می شود. داستان دوم جاده ، پسری در جاده ای در حال حرکت ، او به سفالگری علاقه ای وافر دارد ، اما کسی احساس او را درک نمی کند ، بعد از یک هفته جسد بی جان او در حاشیه جاده پیدا می شود. گزارش زندگی پاکبان و پسر در دو اثر آهوچهر از همان نگارش کلاسیک مایه می گیرد. داستان جاده کمی نو تر از پاکبان است. فضای پرداخت و ریتم مناسب تر جملات فاخرتر و روند داستان مطلوب تر است. مثل یک بازی – تو در را رویم باز کن: خانم کشتکار هر 2 داستان کوتاه ، دارای ساختاری مناسب و مطلوب بوده و در نوشتن به قواعد نو اهمیت داده شده است اگر چه هنوز در پاره ای موارد جملات ناتوان ولاغر و گاهی ناهماهنگ هستند. اما نوید داستان نویس خوب و در خور اعتنا می دهد. از میان دو داستان می تواند به مثل یک بازی اشاره نمود. زنی با دو فرزند و شوهری معتاد و نامتعادل. زن که نمی تواند رفتار مرد را تحمل کند به خانه پدری باز می گردد و در انباری خانه مخفی می شود و ذهنیت داستان نویس از همین مکان به سامان می نشیند. تپه های شنی- شبانه هفتم: حسن مختار زاده تپه های شنی روایت، مردی که سرباز بود گفت، شناسنامه، آن جا نبودم، شناسنامه خالی از من بود. سرباز به دنبال کسی بود که پیدا نمی شد من و مردی که سرباز بود به او گفته که تا حالا نه او نه هیچکس دیگر را این جا ندیده ایم. داستان تپه های شنی با جملاتی تقطیع شده و در یک جریان سیال ذهن خواننده را با خودش می کشاند.در پشت هر جمله کوتاه و نا تمام جهان متن سیلان دارد و ... اما در شبانه هفتم، شاهد گذر از هفت خوان هستیم برای رسیدن به مرد. زنی که مردش را در میان صخره ها می جوید . غروب بود که هاجر نشان خواسته بود، هراس، سر به دنبال مردی در شب، شبانه های شبی که تنها رهایش کرده بود. کهزاد که مردش بود، سایه ای بود برای هاجر. در این داستان هم چون آثار دیگر مختارزاده و با نثر و نگارش پیچیده مواجه هستیم که ما را در یک ضرب آهنگ مطلوبی به دنبال می کشد. یکی از مزایای این گونه پرداخت جویان موسیقایی است که مثل یک ترانه قومی حماسی در رگ و پی کلمات می دود و مخاطب را با سمند سرکش جملات به جلو می سراند. در زمان: مینا درعلی داستان دقایقی بعد از این که ضربه در زدم، بعد از این که پشت میز قرار گرفتم، سال ها بعد، روزهای تکراری، یک قرن پیش، یک دقیقه بعد از آن که مادرم جیغ کشید، بعد از به دنیا آمدن من، سال های تکراری، چند دقیقه قبل از این که به در ضربه بزنم، یک شب تاریک، اداره اسناد، مجموعه سوتیترهای بالا حکایت زنی است كه دارد زندگیش را ورار می کند و استفاده از ساده نویسی در یک حرکت پویایی ذهنی نقطه قوت اثر بود. او در فضا سازی موقعیت ها موفق عمل کرده است. اشک های ما بعد الرحمی: سینا برازجانی اثر سعی کرده است با تحلیل ، آناتومی بدن و زندگی، همین طور ارتباط مارمولک را با آدم ها، فضایی داستانی خلق نماید و به صورتی علمی پارداکس شدید میان این موجود چندش آور و گونه های مختلف آدمی، تعلیق، کشمکش و نقطه فرودی مناسب بیابد. هر چند اثر به یک نريیشن فیلم های دموکانتر ( مستند) شباهت دارد، اما در نوع خودش تازه و نواست. کم تر مشاهده شده که داستان نویسی این گونه فضا را برای انگاره هايش طراحی کند. مضافا به این که نگارش داستان و استقرار جملات و اشراف نویسنده در تقطیع روایت ویژه و در خور اعتنا است. هدف نهایی: رضا ممسنی داستان زندگی بازیگر تئاتر که بعد از تمرین نمایش برای هواخوری روی تراس مجتمع هنری می آید و گرفتار اوهام و خیال شده و توده ابری او را در بر می گیرد. مرد با تمام وجودش با توده ابر درگيرد می شود و اثر در یک سایکو درامی و پرداخت در یک دادگاه ذهنی قهرمانش را محاکه ودرمان می نماید. در میان بیست و هفت اثر داستان کوتاه، رضا ممسنی حرفه ای تر به پیرامون خود نگریسته بود، وی در پرداختن به دیالوگ ها و طراحی صحنه های دادگاه موفق بوده ودر ساختن شخصيت های اثر و فضای پر تعلیق تا حدودی منطقی عمل کرده بود. سوسک و بیوه: اردلان تاجدینی سوسک دغدغه های پسری جوان است که بعد از بیدار شدن، از خواب وارد فضای زندگی سوسکی می شود و خود را در گیر حرکات و رفتار بی پروای سوسک می کند و رابطه ای میان خود و حشره می بیند اما بیوه داستان پسری جوان که ضمن تماشای آب تنی زنی بیوه در پای حوض ، و سیخ ماجرا شدن و آمدن ناگهانی مادر، دست خود را با شکستن تنگ ماهی می برد، لاجرم با مادر روانه بیمارستان می شود. تنها نقطه اتکای هر دو اثر اردلان تاجدینی، فضای طنز آلود و ساده نویسی آن است. او می تواند در آینده و با کمی ممارست و دقت طنز نویسی ماهر شود. داستان بیوه قوی تر از سوسک بود و ضرب آهنگ بهتری داشت. قاب های صورتی: مریم هنرمند زندگی دختران دوره گرد که با شغل های فالگیری، گل فروشی و نوازندگی امرار معاش می کنند و دختر فالگیر در یک روز کاری به جوانی برخورد می کند ، جوان قول می دهد که با دختر ازدواج کند، دختر به زندگی امیدوار می شود اما جوان یک عکاس آماتور است فقط قصد گرفتن عکس چهره دختر دارد. داستان در پرداخت زندگی اجتماعی زنان و دختران بی تو موفق است اما در پرداخت جملات و اشراف بر واژه ها ضعیف بوده و بسیار احساساتی و عاطفی عمل می کند. بیمار: منصوره حکمت شعار بیمار جرات نمی کرد جواب بدهد، می ترسید فک بزند و مهره ها دوباره به هم بریزند دکتر از بس از این طرف و آن طرف تخت رفته بود گیچ و خسته شده بود. فضای داستان با جملاتی زیبا و روان زندگی مرد بیماری را دنبال می کند و با تغییر مکان و زمان جریان سیال ذهن را سامان می دهد و شاید بشود گفت قصه کوتاه بیمار از یک ساختار منظم و فاخر برخورداراست نظم كلمات را از دست نمی دهد و تا پایان بدون لغزش زبانی پیش می رود. روز گیج کننده: مجتبی صولت پور زندگی بهمن هدایت پیرمردی لاغر اندام که خیلی سرحال به نظر می رسد. ظاهرا نویسنده ای است. داستان در یک خطوط موازی با کتاب دوزخ دانته به پیش می رود. و این حرکت تا مرگ مرد ادامه دارد. نویسنده با نگارش تکرار و اضافه پرداخت که مخصوص داستان های بلند است از نوشته کوتاه فاصله می گیرد اما نشان از یک آغاز مناسب و مطلوب است. ...... و اما داستان های کوتاه دیگر. که دارای نقاط قوت و ضعف بودند به علت مجال اندک برسی آن را به وقتی دیگر موکول می کنیم: 1- سقوط آزاد: رویا زنده بودی 2- وقتی خروس می میرد: جهانگیر اژدری 3- کلاغ دسته ی تو ، من: امید روشن 4- ( ) : فاطمه مباهات 5- سفر تاریخ و فرزندان بیچاره: سکینه کشتکار نوشته شده توسط حسین دهقانی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|